دو شنبه 5 اسفند 1392برچسب:, :: 9:47 :: نويسنده : فهیمه
دیشب به اندازه همه شبای عمرم طولانی گذشت چون : وقتی از تنها دلیل زندگیت میشنوی که دیگه نمیخوادت بنظرت خواب میاد به چشمات !!!!!!!!!!!!!!!!!!! نــــــــــــــــــــــــــــــــــــه اونجاس که دنیا اون قدر سنگین میشه و رو سرت خراب میشه که حتی مردن هم حلش نمی کنه اونجاس که دوست داری داد بزنی بگی خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا! اونجاس که دوست داری زمین دهن وا کنه و تورو به هر شکلی شده نابودت کنه اما هنوز هستی چون دنیا که به حرف تو گوش نمیده اگه قرار بود گوش بده که عشقت رو ازت نمی گرفت اونجاس که باید گریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه کنی وقتی دل خوشی ای نداری که به امیدش بخوابی و شب رو باعشق اون صبح کنی اونجاس که باید گریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه کنی وقتی میره بجاش خاطرهاش میاد و بهت سر میزنه اون وقته که غرق خاطره ها می شی اما وقتی به خودت میای می بینی فقط خاطره بود و یه هی عمیق می کشی و کارت میشه بازم گریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه وقتی کسی رو نداری تا وقتی بی هوا از خواب می پری به یادش بیوفتی و اروم بشی و دوباره بخوانی اونجاس که بازم گریــــــــــــــــــــــــــه می کنی وقتی از فرط گریه پلکات اونقدر سنگین بشه که دیگه نتونی بازش کنی بازم گریه میکنی چون دست تو نیست دلته که داره می باره گریــــــــــــــــــــه ! گریــــــــــــــــــــه! گریــــــــــــــــــــه!
![]() ![]()
دو شنبه 5 اسفند 1392برچسب:, :: 9:35 :: نويسنده : فهیمه
شکستم بی صدا در خود ولی از توو پر از حرفـــــــــــم پر از هق هق پر از دردم پر از اواز غمناکم دلم لرزید دلم ترسید دلم در بی کسی غلتید
![]() ![]()
دو شنبه 5 اسفند 1392برچسب:, :: 9:32 :: نويسنده : فهیمه
می گن دوست داشتن دل می خواهد ویک من می خواهد و یک تو اما افسوس دل هست من هستم اما تو نه. ![]() ![]()
یک شنبه 4 اسفند 1392برچسب:, :: 13:24 :: نويسنده : فهیمه
دوست داشتن زبان زمان راه دلیل نشانه نمی خواهد دوست داشتن دل می خواهد ویک من می خواهد و یک تو ![]() ![]()
یک شنبه 4 اسفند 1392برچسب:, :: 13:18 :: نويسنده : فهیمه
یه نفر ... یه جایی... تمام رویاهاش لبخند توست احساس می کنه که زندگی واقعا با ارزشه.. پس هر وقت احساس تنهایی کردی این حقیقت رو به یاد داشته باش که یک نفر... یه جایی... در حال فکر کردن به توست
![]() ![]()
یک شنبه 4 اسفند 1392برچسب:, :: 13:14 :: نويسنده : فهیمه
یك روز كارمند پستی كه به نامه هایی كه آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می كرد متوجه نامهای شد كه روی پاكت آن با خطی لرزان نوشته شده بود
" نامه ای به خدا " با خودش فكر كرد بهتر است نامه را باز كرده و بخواند ، در نامه این طورنوشته شده بود : خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم كه زندگیام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد. دیروز یك نفر كیف مرا كه 100 دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود كه تا پایان ماه باید خرج می كردم. یكشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر ازدوستانم را برای شام دعوت كرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم هیچ كس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من كمك كن كارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همكارانش نشان داد. نتیجه این شد كه همه آنها جیب خود را جستجو كردند و هر كدام چند دلاری روی میز گذاشتند در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند همه كارمندان اداره پست از اینكه توانسته بودند كار خوبی انجام دهند خوشحال بودند عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت. تا این كه نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید كه روی آن نوشته شده بود : نامه ای به خدا! همه كارمندان جمع شدند تا نامه را باز كرده و بخوانند.
مضمون نامه چنین بود خدای عزیزم: چگونه می توانم از كاری كه برایم انجام دادی تشكر كنم. با لطفتو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا كرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم كه چه هدیه خوبی برایم فرستادی البته چهار دلار آن كم بود كه مطمئنم كارمندان بی شرف اداره پست آن را برداشته اند !!!! ![]() ![]()
یک شنبه 4 اسفند 1392برچسب:, :: 13:2 :: نويسنده : فهیمه
یه همایشی برای زنها به اسم چگونه با همسر خود عاشقانه زندگی کنید برگزار شده بود
توی این همایش از خانومها سوال شد : چه کسانی عاشق همسرانشون هستند ؟
همه ی زنها دستاشون رو بالا بردن
سوال بعدی این بود که : آخرین باری که به همسرتون گفتید عاشقش هستید کی بود؟
بعضی ها گفتن امروز ... بعضی ها گفتن دیروز... بعضی ها هم گفتند یادشون نمییاد
بعد ازشون خواستند که به همسرانشون اس ام اس بفرستند و بگن: همسر عزیزم من عاشقت هستم
همه اینکار رو کردند
ازشون دوباره درخواست کردند گوشیشون رو بدن به کناریشون تا جواب اس ام اسهایی که براشون
اومد بود رو بلند بخونن
خوب یکسری از جواب اس ام اس ها رو براتون نوشتم
شما؟ -
اوه مادر بچه های من ، مریض شدی؟ -
عزیزم منم عاشقتم -
حالا که چی ؟ بازم ماشین رو کجا کوبوندی؟ -
من منظورت رو متوجه نمی شم؟ -
باز دویاره چه دست گلی به آب دادی ؟ این سری دیگه نمی بخشمت -
؟؟!! -
خوب برو سر اصل مطلب ، چقدر پول لازم داری؟ -
من دارم خواب می بینم ؟ -
اگه نگی این اس ام اس رو واقعا برای کی فرستادی قول میدم یکی رو بکشم -
ازت خواستم دیگه تو مشروب خوردن زیاده روی نکنی -
![]() ![]() ![]() ![]()
یک شنبه 4 اسفند 1392برچسب:, :: 12:50 :: نويسنده : فهیمه
دقت کردین ما ایرانیا وقتی بچه هستیم، می گن بچه است، نمی فهمه!
وقتی نوجوان هستیم، می گن نوجوونه، نمی فهمه! وقتی جوان هستیم می گن جوون و خامه، نمی فهمه!
وقتی بزرگ می شیم، می گن داره پیر می شه، نمی فهمه! وقتی هم پیر هستیم می گن پیره، حالیش نیست! نمی فهمه! فقط موقعی که می میریم میان سر قبرمون و می گن عجب انسان فهمیده ای بود! ![]() ![]() ![]()
شنبه 3 اسفند 1392برچسب:, :: 12:43 :: نويسنده : فهیمه
پرواز را با تو آموختم چون هوایت بی نظیر است ************************ مست شدم با شراب نـــــــــــــــــــــــــاب وجودت ************************ همه گم شدن ها تلخ نیست گم شدن در تو را دوست دارم ************************ تو که هستی همه چی معرکه است زندگی شیرین است احساس بیدار است با تو که هستم قلبم ارام است در دلم شادیست با تو که باشم زندگی جاریـــــــــــــــــــــــــست
![]() ![]() ![]() |