کلبه دل
دل نوشته
درباره وبلاگ


کلبه دل مان را در روز عشق از جنس عشق وامید ساخته ایم امیدواریم با نظرات خود کلبه دل بهترین کلبه شود.



آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 30
بازدید هفته : 291
بازدید ماه : 254
بازدید کل : 101227
تعداد مطالب : 495
تعداد نظرات : 95
تعداد آنلاین : 1


Alternative content




Top Blog
مسابقه وبلاگ برتر ماه







آخرین مطالب
<-PostTitle->


 
جمعه 16 اسفند 1392برچسب:, :: 9:17 :: نويسنده : امیر علی جووووووووون

پر معنی ترین کلمه "ما" است
آن را بکار ببندیم

عمیق ترین کلمه "عشق" است
به آن ارج بنهیم

بی رحم ترین کلمه "تنفر" است
آن را از بین ببریم

سرکش ترین کلمه "هوس" است
با آن بازی نکنیم

خود خواهانه ترین کلمه "من" است
از آن حذر کنیم

ناپایدارترین کلمه "خشم" است
آن را فرو ببریم

 

 

 نفس من امیر علی

ادامه مطلب ...
 
جمعه 16 اسفند 1392برچسب:, :: 9:12 :: نويسنده : امیر علی جووووووووون

یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا
بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها، به تو می اندیشد و کمی،
دلش از دوری تو دلگیر است....
مهربانم، ای خوب!
یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که چشمش ،
به رهت دوخته بر در مانده
و شب و روز دعایش اینست؛
زیر این سقف بلند،  هر کجایی هستی، به سلامت باشی
و دلت همواره، محو شادی  و تبسم باشد...
مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که دنیایش را،
همه هستی و رؤیایش را، به شکوفایی احساس تو، پیوند زده
و دلش می خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد
مهربانم، ای خوب!
یک نفر هست که با تو
تک و تنها، با تو
پر اندیشه و شعر است و شعور!
پر احساس و خیال است و سرور!
مهربانم، ای یار، یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که با تو، به خداوند جهان نزدیک است
و به یادت، هر صبح، گونه سبز اقاقی ها را
از ته قلب و دلش می بوسد
و دعا می کند این بار که تو
با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی
و پر از عاطفه و عشق و امید
به شب معجزه و آبی فردا برسی

 

 نفس من امیر علی
 
جمعه 16 اسفند 1392برچسب:, :: 9:11 :: نويسنده : امیر علی جووووووووون

آسمانی ترین زمینی ! 

دلتنگ بی تابی های همیشگی هستم

دلتنگ اشک های بی قراری

یک روز حس می کنم تمام وجودم شده ای  که اینگونه شاد و خوشحالم

روزی قلبم از دوری تو به خود می پیچد و تو را حتی در رویاها نیز نمی یابد

لحظه هایی به زیبا یی  اشک از چشمانم بر چهره ام می چکی

و زمانی خانه ی قلبم را لبریز از عطر حضور تو می بینم

چه دل انگیز و معطر می آیی

و چه آرام و بی صدا می روی

حضور و غربتت را می ستایم

که حضورت چون جان مرا به اوج می رساند

 

 نفس من امیر علی
 
جمعه 16 اسفند 1392برچسب:, :: 9:10 :: نويسنده : امیر علی جووووووووون

به تو نرسیدم، اما خیلی چیزارو یاد گرفتم...

یاد گرفتم به خاطر كسی كه دوستش دارم باید دروغ نگم.

یاد گرفتم هیچكس ارزش شكوندن غرورم رو نداره.

یاد گرفتم توی زندگی برای اون كه بفهمم چقدر دوستم داره هر روز به یه بهانه ای دلشو بشكونم.

یاد گرفتم گریه ی هیچكس رو باور نكنم.

یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم.

یاد گرفتم دم از عاشقی بزنم ولی اما از كجا بگم از كی بگم...

می خوام همین جا دلمو بشكونم خوردش كنم تا دیگه عاشق نشه.

تا دیگه كسی رو دوست نداشته باشه.

 

 نفس من امیر علی
 
جمعه 16 اسفند 1392برچسب:, :: 8:42 :: نويسنده : امیر علی جووووووووون

کاش دلها آنقدر پاک و خالص بودند که دعا ها قبل از پایین آمدن دست ها مستجاب می

 

شد ...

 

کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک کویر می کرد ...

 

کاش واژه حقیقت آنقدر با لبها صمیمی بود که برای بیان کردن آن نیازی به شهامت نبود ...

 

 کاش مهتاب با کوچه های تاریک آشنا بود ...

 

 کاش بهار آنقدر مهربان بود که باغ را به دست خزان نمی سپرد ...

 

و ای کاش دوستی به قدری حرمت داشت که شکستنش به این زودی ها رخ نمیداد ...

 

 نفس من امیر علی
 
جمعه 16 اسفند 1392برچسب:, :: 8:36 :: نويسنده : امیر علی جووووووووون

یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد

داد می زد : کهنه قالی می خرم

دسته دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت اقا سفره خالی می خرید...؟

 

 نفس من امیر علی
 
پنج شنبه 15 اسفند 1392برچسب:, :: 11:47 :: نويسنده : فهیمه
 
پنج شنبه 15 اسفند 1392برچسب:, :: 11:29 :: نويسنده : فهیمه

 

قوی ترین آدم جهان هم که باشی
 
وقت هایی هست
 
که دستی باید لمس ات کند
 
تنی
 
تن ات را داغ کند
 
و لبی
 
طعم لب ات را بچشد
 
مستقل ترین آدم جهان هم که باشی
 
وقت هایی هست
 
که دلت پر میزند برای کسی که برسد
 
و بخواهد که آرام رانندگی کنی
 
و شام ات را نخورده روی میز نگذاری و بروی
 
مسافرترین آدم دنیا هم
 
دست خطی می خواهد که بنویسد برایش

" زود برگرد "

طاقت دوری ات را ندارم

 

 نفس من امیر علی
 
پنج شنبه 15 اسفند 1392برچسب:, :: 11:26 :: نويسنده : فهیمه

 

قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن دارد

خــواب،در بستـــر چشمان تو دیدن دارد

وقتی از شوق به موهای تو افتاده نسیم

دست در دست تو هــر کوچــه دویدن دارد

تاک، ازبوی تَنَت مست، به خود می پیچد

سیب در دامنت احســـــاس رسیدن دارد

بیــخ گوش تو دلاویزترین بـــاغ خــــداست

طعـــم گیلاس از این فاصله چیــــدن دارد

کودکی چشم به در دوخته ام...تنگ غروب

دل مـن شـــــوقِ در آغــــــــوش پریدن دارد

"بوسه" سربسته ترین حرف خدا با لب توست

از لب ســـرخ تــــو این قصـــــه شنیدن دارد...!


 نفس من امیر علی
 
پنج شنبه 15 اسفند 1392برچسب:, :: 10:2 :: نويسنده : فهیمه


به سکوت سرد مرداب قسم که تو نیلوفر چشمان منی

و دل خسته ی من می ترسد که تو پژمرده شوی

که تو مرا به فراموشی شبها سپری

که مبادا به دلم رنگ سیاهی بزنی

و به شبهای امیدم تو تباهی بزنی

دل من ترانه دارد غم عاشقانه دارد

به هوای روی ماهت همه شب بهانه دارد 

 نفس من امیر علی