جمعه 16 اسفند 1392برچسب:, :: 9:17 :: نويسنده : امیر علی جووووووووون
پر معنی ترین کلمه "ما" است
![]() ادامه مطلب ... ![]()
جمعه 16 اسفند 1392برچسب:, :: 9:12 :: نويسنده : امیر علی جووووووووون
یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا
![]() ![]()
جمعه 16 اسفند 1392برچسب:, :: 9:11 :: نويسنده : امیر علی جووووووووون
آسمانی ترین زمینی ! دلتنگ بی تابی های همیشگی هستم دلتنگ اشک های بی قراری یک روز حس می کنم تمام وجودم شده ای که اینگونه شاد و خوشحالم روزی قلبم از دوری تو به خود می پیچد و تو را حتی در رویاها نیز نمی یابد لحظه هایی به زیبا یی اشک از چشمانم بر چهره ام می چکی و زمانی خانه ی قلبم را لبریز از عطر حضور تو می بینم چه دل انگیز و معطر می آیی و چه آرام و بی صدا می روی حضور و غربتت را می ستایم که حضورت چون جان مرا به اوج می رساند
![]() ![]()
جمعه 16 اسفند 1392برچسب:, :: 9:10 :: نويسنده : امیر علی جووووووووون
به تو نرسیدم، اما خیلی چیزارو یاد گرفتم... یاد گرفتم به خاطر كسی كه دوستش دارم باید دروغ نگم.
![]() ![]()
جمعه 16 اسفند 1392برچسب:, :: 8:42 :: نويسنده : امیر علی جووووووووون
کاش دلها آنقدر پاک و خالص بودند که دعا ها قبل از پایین آمدن دست ها مستجاب می
شد ...
کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک کویر می کرد ...
کاش واژه حقیقت آنقدر با لبها صمیمی بود که برای بیان کردن آن نیازی به شهامت نبود ...
کاش مهتاب با کوچه های تاریک آشنا بود ...
کاش بهار آنقدر مهربان بود که باغ را به دست خزان نمی سپرد ...
و ای کاش دوستی به قدری حرمت داشت که شکستنش به این زودی ها رخ نمیداد ...
![]() ![]()
جمعه 16 اسفند 1392برچسب:, :: 8:36 :: نويسنده : امیر علی جووووووووون
یاد دارم در غروبی سرد سرد می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد داد می زد : کهنه قالی می خرم دسته دوم جنس عالی می خرم کاسه و ظرف سفالی می خرم گر نداری کوزه خالی می خرم اشک در چشمان بابا حلقه بست عاقبت آهی کشید بغضش شکست اول ماه است و نان در سفره نیست ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟ بوی نان تازه هوشش برده بود اتفاقا مادرم هم روزه بود خواهرم بی روسری بیرون دوید
![]() ![]()
پنج شنبه 15 اسفند 1392برچسب:, :: 11:29 :: نويسنده : فهیمه
قوی ترین آدم جهان هم که باشی
وقت هایی هست
که دستی باید لمس ات کند
تنی
تن ات را داغ کند
و لبی
طعم لب ات را بچشد
مستقل ترین آدم جهان هم که باشی
وقت هایی هست
که دلت پر میزند برای کسی که برسد
و بخواهد که آرام رانندگی کنی
و شام ات را نخورده روی میز نگذاری و بروی
مسافرترین آدم دنیا هم
دست خطی می خواهد که بنویسد برایش
" زود برگرد " طاقت دوری ات را ندارم
![]() ![]()
پنج شنبه 15 اسفند 1392برچسب:, :: 11:26 :: نويسنده : فهیمه
![]() ![]() ![]() |