یک شنبه 18 اسفند 1392برچسب:, :: 10:22 :: نويسنده : فهیمه
شب ها که گرم می شوی تو برای خواب من گرم میشوم برای سرودن دردهای ناب درد من از بودن است دردمن از زندگی است دردمن از یک عمر دلواپسیست ![]() ![]()
یک شنبه 18 اسفند 1392برچسب:, :: 9:59 :: نويسنده : فهیمه
دردهایم را برایت می نویسم تا بخوانی؛ اخر این روزها گوش شنوا کم است سینه ام پر از غم است روزهایم به کل ماتم است عمر من پراز زیادی بودن است دستهایم برای گرفتنت کم است لحظه های من پر از دودۀ بودن است ![]() ![]()
یک شنبه 18 اسفند 1392برچسب:, :: 9:47 :: نويسنده : فهیمه
آنقدر دوستت دارم که بعضی اوقات یادم می رود که تو دوسم نداری... ![]() ![]()
یک شنبه 18 اسفند 1392برچسب:, :: 9:27 :: نويسنده : فهیمه
سعی کن آنقدر کامل باشی که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران گرفتن خودت از آنها باشد
![]() ![]()
یک شنبه 18 اسفند 1392برچسب:, :: 9:11 :: نويسنده : فهیمه
یاد گرفتـــه ام انسان مدرنـــی باشم و هــر بار که دلتنـــــــگ میشــــوم بـه جای بغـــــض و اشــــک تنهـــا به این جملـــه اکتفــا کنـــم کــه هوای بـــد ایــن روزهــا آدم را افســــــــرده میکنـد ..! ![]() ![]()
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, :: 18:18 :: نويسنده : امیر علی جووووووووون
داشتم به چشمانت فکر میکردم که دیدم با نفس هایم شیشه ی پنجره ی قطار را بخار گرفته… با انگشتم روی پنجره اش، دو نقطه روی هم کشیدم و یک پرانتز بسته و زیرش نوشتم : چه خوب که هستی …
![]() ![]()
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, :: 18:11 :: نويسنده : امیر علی جووووووووون
وقتی آغوشت را به روی آرزوهایم باز می کنی آنقدر مجذوب گرمای وجودت می شوم که جز آرامش آغوشت تمام آرزوهای خواستنی دیگر را از یاد می برم… دوستت دارم ! فقط همین!
![]() ![]()
شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, :: 18:7 :: نويسنده : امیر علی جووووووووون
میدونی بزرگترین دروغ دنیا چیه ؟؟؟؟ اینه که شبا تو فکر اون و در اخر باچشمای قرمز و پف کرده خوابت ببره و صب تا چشماتو باز میکنی به سقف نگاه کنی و درحالی که اه میکشی بگی لعنت به من لعنت به من که هنوزم دوسش دارم هنوزم عاشقشم… هنوزم به وجودش نیازدارمو و هنوزم خوش بینم به برگشتنش و بعدش بگی نکنه این عشق یه طرفه بوده نکنه ازاولشم دوسم نداشته …نکنه….نه نه نه نمیشه حرفاش..نگاهاش…چشماش..اونا که دروغ نبود یعنی واقعا دوسم نداشته یعنی همش بازی بوده.؟؟؟ بازی بادل من؟؟؟ ای خدااااااااا چرا؟؟؟؟ چرا من.منی که دم از سرسخت بودن میزدم و عشقای الکی این زمونه رو مسخره میکردم.چرا اینجوری شد چرا؟؟؟ چرا ادما انقد سنگدل شدن چرا راحت با احساست هم بازی میکنن چرا……خسته ام…خسته. ![]() ![]() ![]() |